الحمد لله ...
كافرى كه در اين مكان شبهه هاى كفار را برايمان آشكار مى كرد ، اين سؤالش بود :
چگونه محمد از اولین مسلمانان است درحالیکه قرآن ابراهیم و موسی و نوح و عیسی و حواریونی که صدها و هزاران سال پیش از او بوده اند را مسلمان میداند؟
محمد بارها گفته که او اولین مسلمان است:
?قل اني أمرت أن أکون أول من أسلم? (الأنعام 14)
بگو که به من امر شده که اولین شخصی باشم که تسلیم حکم خداست و مسلمان شده
?لا شریک له و بذلک أمرت و أنا أول المسلمین? (الأنعام 163)
اورا شریک نیست و بهمین اخلاص کامل مرا فرمان داده و من اولین کس هستم که مطیع و تسلیم امر خدا میباشم.
جواب:
من اول مسلمين هستم يعنى از اين امت من پيشگام اين أمت و اولين كسى هستم كه اقرار به اين آئين دارم.
(وأنا أول المسلمين)، يقول: وأنا أوّل من أقرَّ وأذْعن وخضع من هذه الأمة لربه بأن ذلك كذلك . (3)
شكى نيست كه دين تمامى انبياء اسلام است زيرا در تمام آيات كتاب الله به اين امر اشاره شده كه انبياء همه مسلم بودند بمانند نوح ابراهيم موسى و ... عليهم السلام.
و اما شريعت هر رسول يا نبي متفاوت بوده است بدينصورت كه با آمدن فرستاده ى بعدى ، شريعتى نسخ و بهترين جايگزين شريعت قبلى مى شده است .
بمانند شريعتى كه توسط رسول الله محمد صلى الله عليه و سلم بر اين أمت بيان شده است و اين كاملترين و ناسخ شريعت هاى سابق است و هرگز تا قيام قيامت نسخ و تبديل نخواهد شد.
الحمد لله على نعمة الإسلام و العقل ...
كافرى در قسمت نظرات سؤالات زيادى را كرده كه به ترتيب اهميت آن به آن جواب مى دهم.
اين سؤال كافر است :
مشرکین دروغ می گویند یا قرآن؟
ولو شاء الله ما أشرکوا و ما جعلناک علیهم حفیظا و ماأنت علیهم بوکیل(الانعام 107)
واگر خدا میخواست آنها را از شرک باز میداشت وما تورا نگهبان آنان قرار ندادیم و تو وکیل آنها نخواهی بود.
سیقول الذین أشرکوا لو شاء الله ما أشرکنا ولا آباءنا ولا حرمنا من شیء کذلک کذب الذین من قبلهم
...الانعام 148
آنان که شرک آوردند خواهند گفت اگر خدا میخواست ما وپدران ما مشرک نمی شدیم و چیزی را حرام نمی کردیم , با این گفتار جاهلانه پیشینیان ایشان نیز پیغمبران را تکذیب میکردند تا آنکه طعم عذاب ما را چشیدند...
دوگانه گویی قرآن هنگامی که مشرکین دروغ می گویند چون گفته قرآن را تکرار کرده اند که "اگر خدا میخواست ما مشرک نمی شدیم" , جالب اینجاست که مشرکین فقط آنچه را که قرآن گفته تکرار می کنند ولی باز هم آنان را به دروغگویی متهم می کند , چنین به نظر می رسد که قرآن خود را دروغگو می نامد. آیا بازهم عده ای فکر می کنند که خدا بسیار باهوش تر از انسان است؟
جواب :
الله در سوره ى انعام آيه ى ۱۰۷ به فرستاده اش تأكيد مى كند كه زياد غم و اندوه بر خود نكشد كه او مسؤول خطاى خطاكاران و شرك مشركان نيست و الله تعالى قادر است جلو شرك آنان را بگيرد.
در اينجا جلوگيرى از شرك مشركان يك نوع اظهار قدرت الهى ست كه جبراً مى تواند هر كائنى را تسليم نمايد همانطور كه جبارانى بمانند نمرود و فرعون را نابود و توحيد را بسط داد و زمين و ملك ظالمان را از آنان گرفت و مؤمنان و اهل توحيد را جايگزين ظالمان و مشركان مى كند.
اما در همين سوره انعام آيه ى ۱۴۸ خداوند ادعاى مشركين را بيان مى دارد كه آنان شرك خود را توجيه مى كنند و آنرا امر الهى مى دانند!
و اين ادعاى آنان به اين معناست كه آنان خدايان خود را شريك الله مى دانستند و ادعا داشتند كه الله تعالى آن شريكان را براى خودش گرفته و آنان را امر كرده تا آن شريكان را عبادت كنند!
و اين همان ادعاى دروغين آنانست !
زيرا الله تعالى خدايان آنان را رد مى كند و در ذكر قوم عاد و فرستاده ى الهى هود عليه السلام مى فرمايد :
قال قد وقع عليكم من ربكم رجسُ و غصب أتجادلونني في أسماءٍ سميتموها أنتم و آبائكم ما نزَل الله بها من سلطان ...
سوره الأعراف - الآية ۷۱
در اين آيه بوضوح از زبان فرستاده ى خدا به مشركان تأكيد شده كه خدايان مشركان فقط نامهايى هستند كه توسط مشركان به آنها قرار داده شده و خداوند سلطه و نشانى به آن خدايان نداده است.
و در اينجا هود عليه السلام از مجادله ى مشركان سخن آورده و اينكه آنان ادعا داشتند كه خدايانشان نزد خداوند عالم داراى شأن و منزلتند و عبادتشان جايز و امرى از سوى خداوند مى دانستند!
و اينجاست كه اين كافر خلط كرده بين ادعاى مشركان بر الوهيت و قدسيت خدايانشان و اينكه خداوند جهان به آن خدايان قدرت و سلطه در تصرف امور مردمان و مخلوقات داده تا مورد عبادت واقع شوند !
و بين سخن خداوند جهان مبنى بر قدرت و سيطره اش بر آن مشركان و خدايانشان و اينكه الله تعالى قادر به شكست و نابودى خدايان و سر افكنده ساختن مشركين مى باشد .
آرى خداوند قدرت جبرى اش بر تمام كائنات مسلط است ولى به انسانها اختيار داده است .
و اينست كه خداوند به فرستاده اش تأكيد مى فرمايد كه :
ولو شاء الله ما أشرکوا و ما جعلناک علیهم حفیظا و ماأنت علیهم بوکیل(الانعام 107)
اى فرستاده ى خدا !
غم مخور كه الله قادر و تواناست تا آنان را جبراً از شرك بازدارد ولى به آنها اختيار داده است و تو بر آنها وكيل و مسؤول شان نيستى كه بر خود سخت گيرى.
از اين كافر مى خواهم در انتهاى هر جوابى به شبهه هايش ، نظر خود را بيان دارد .
در غير اينصورت اين سؤالات او و جوابهاى ما بإذن الله نور راههاى كسانى خواهد شد بدون آنكه او بهره اى برده باشد.
لحظه هاى عمر انسان جرس انذارى ست تا از غفلت و بازى دست برداشته و بسوى حقيقت مخلصانه كوشا باشيم.
اللهم اهدنا و اهد بنا
بسم الله الرحمن الرحيم
الرحمن . علم القرآن . خلق الإنسان . علمه البيان . الشمس و القمر بحسبان . و النجم و الشجر يسجدان .
سوره الرحمن - آيات ۱-۶
بله اين سوره ديوانه شان كرده است!
يكى از آنان مى گفت : در اينجا الله همه چيز را دو تا دو تا مى بينه و اين دو تا ديدن اساس علمى ندارد !!
حالا بياييد ببينيم اين ديوانگان كه سرشان به ديوار خورده از كدام آيات حرف مى زنند!
الله تعاى (خداوند عالم ) از سجده و عبادت درختان بزرگ و گياهان ريز و سجده ى هر دو مجموعه سخن آورده است و اين تشبيهى زيباست كه :
و النجم و الشجر يسجدان .
يعنى درختان و ريزگياهان نيز هر دو در سجده و عبادتند!
و خطاب به انس و جن دو مخلوق مورد امتحان و اختيار ، مى فرمايد:
فبأي آلاء ربكما تكذبان
و مى فرمايد :
ربُ المشرقين و رب المغربين
پروردگار دو مشرق و دو مغرب
و اين بيانى ست زيبا كه زمين مانند بساطى پهن نيست كه يك مشرق و يك مغرب داشته باشد بلكه از دو مشرق و دو مغرب سخن آورده است.
در اين آيه تأكيد بر اين نيست كه خداوند فقط همين دو مشرق و دو مغرب را دارد و بيشتر ندارد .
زيرا خداوند در كتابش از مشرقها نيز سخن آورده است.
ربٌ السماوات و الأرض و ما بينهما و ربٌ المشارق . سوره الصافات - آيه ۵
فلا أقسم برب المشارق و المغارب إنا لقادرون . سوره المعارج - آيه ۴۰
بمانند آيه اى كه در ذكر حال ساحران فرعون آمده كه آنان بعد از ايمان گفتند:
آمنا برب موسى و هارون.
به پروردگار موسى و هارون ايمان آورديم !
كه منظور اين نيست كه خداى موسى و هارون ، خداى كسان ديگر يا خداى فرعون نيست!
و يا در آيات فراوانى كه انبياء عليهم السلام ، الله تعالى را با وصف ربي ( پروردگار من ) ياد مى كردند كه اين بدان معنا نيست كه هر كس خداى مخصوص به خودش را دارد كه خداى ديگرى نيست!
آنگاه خداوند عالم از دو مخلوق شگفت آور خودش پرده برداشته و مى فرمايد:
مرج البحرين يلتقيان.
بينهما برزخٌ لا يبغيان.
دو دريايى كه شناخته شده است به هم مى رسند و بين آن دو حاجزى ست كه از طغيان هر كدام بر ديگرى جلوگيرى مى كند.
در اين آيه از دو دريا بصورت مطلق و ناشناس سخن نيامده كه اين حالت را شامل هر دريايى دانيم.
البحرين ، يعنى دو دريا كه متفاوت و هر كدام به خاصيتهاى متفاوت خود ،شناخته شده اند.
و اين آيه دقيقاً مكمل است:
(وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا) [الفرقان: 53
اين آيه سخن از بهم رسيدن آبهاى شيرين گوارا ( نهرهاى شيرين ) در آبهاى شور شديد ( درياها و اقيانوسها كه نمكهاى زيادى دارند تا جايى كه يك متر مكعب آب دريا ۳۵ كيلو گرام نمك دارد و اينست كه الله تعالى از آن با وصف مِلْحٌ أُجَاجٌ ياد فرموده است!
محل آميخته شدن نهرهاى شيرين با درياها و اقيانوسهاى شور از مهم ترين اكتشافات علمى ست زيرا در منطقه ى برخورد دو نوع آب ، منطقه اى ست بمانند حجر يا اتاق كه خاصيت آن كاملاً از دو نوع آب متفاوت و حتى خاصيت زيستى حيوانات و موجودات زنده ى آن بمانند نهر و دريا نيستند.
و در اين منطقه ، كه مانند ديوارى ست بين دو آب شيرين و شور ، از مخلوط شدن دو آب جلوگيرى مى شود !
به اين منطقه ى برزخ آبى ، Estuary گفته مى شود.
بقيه ى مطلب را در اينجا متابعه كنيد :
آنگاه الله تعالى از نعمت هاى بهشتى و باغهاى بهشتى كه بصورتى زيبا و زوج زوج زينت داده شده ، سخن آورده است:
وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ (46)
ذَوَاتَا أَفْنَانٍ (48)
فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ (50)
فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ (52)
براى پرهيزگاران باغهاى بهشتى دو گانه كه درآن دو باغ دو نهر جارى شده است.
و در آن باغها از هر ميوه اى دو زوج خلق شده است و اينست كه آفرينش بهشت و بهشتيان در نهايت زيبايى و نظم ، در اين سوره ى مبارك با نغمه اى شيرين و آهنگى منسجم و ملايم آشكار شده است.
كسانى كه راهى بسوى ايمان نيافتند به آفرينشى كه توسط خداوند صورت يافته ، اعتراض كردند !
عاجزانه گفتند: يعنى چه ازهر باغى دو تا آفريده و دو نهر در آن جارى ساخته و از هر ميوه اى نيز دو زوج آفريده است!؟
خيلى مخلصانه مى گويم:
اين خلقت خدايمان است كه هر خلقى و خلقتى با اراده و قدرت اوست و اوست كه اين تقدير منظم را بوجود آورده است و بشارتش را به ما رسانده تا آرزوى رسيدن بدان در دل و جان بپرورانيم !
الهي
ما به بهشت و زيبايى هاى آن ايمان آورديم و به شيرينى نهرهاى جارى شده در آنها و به آسايشى كه ساكنان آن به آن خواهند رسيد !
الهي
ما را از آنهمه لطف و رحمتت محروم مگردان و ما را با ساكنان خوش نشين آن ديار جاويد با صفا همنشين فرما.
آمين
بسم الله الرحمن الرحيم
اين هم يكى ديگر از شبهه هاى كسى كه مى خواهد قرآن و سنت را بر عليه هم معرفى نمايد:
صحیح بخاری ادعا میکند که جبرئیل 600 بال داشت (جلد چهارم بخش 54 شماره 455) در حالی که قرآن در (سوره 35 آیه 1) میگوید فرشتگان 2، 3 یا 4 بال دارند.
در اين خلقت ( بالهاى فراوان براى ملائكه اش ) هر چقدر خواهد مى افزايد .
آيا خداوند فرموده كه بيشتر از ۴ بال نخواهد آفريد؟!
دوباره ديده ها را بگشاييد و عقل را زينت قرار دهيد تا سخن خالق را درك كنيد.
البته تذكرى نيز بايد به حق جويان بدهم و آنهم اينكه براى ما مسلمانان قرآن سخنان الله تعالى مى باشد كه حفظش مورد ضمانت الهى ست .
و اما احاديث و روايات در صورتى مورد قبول خواهند بود كه تعارض و مخالفت با كلام الله نداشته باشد.
زيرا خداوند فرستاده ى خودش را براى ابلاغ كتابش مأمور مى كرده نه براى مخالفت و الغاى آن!
اينست كه فرستاده ى الهى هميشه سخنش مترادف و موافق با سخنان وحى ( كتاب آسمانى ) مى باشد.
روايات و احاديث سخنانى ست كه توسط ناقلان آن به فرستاده ى خدا يا ياران رسول الله نسبت داده شده و ما بايستى بعد از بررسى آنها در صورت موافقتش با قرآن ، آنها را قبول و الا رد كنيم.
وفقنا الله لنصرة دينه و كتابه ...
وقتی قرآن در مورد باردار شدن مریم و میلاد مسیح در (سوره 3 آیه 42 و 45) راجع به چندین فرشته صحبت میکند اما در (سوره 19 آیه 17-21) تنها از یک فرشته صحبت میکند. چرا؟
جواب :
خداوند در سوره ى آل عمران ، براى ما نمايى را نشان مى دهد در حاليكه مريم در حال نماز مى بوده است .
او در اينجا يكبار توسط ملائكه خوانده مى شود و خبرى غير عادى ( باردار شدن او ) را به او رساندند و او از سوى خداوند ، امر به نماز و تسليم در برابر امر خداوند شد و همچنين به او بشارتى داده شد كه خداوند او را از ميان زنان جهان انتخاب فرموده و او را پاك گردانيده و با اين پاكى ، مادر فرزندى خواهد شد كه در دنيا و آخرت آبرومند و از نزديكان به خدا بوده و در كودكى سخن خواهد گفت.
وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ (42)
يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ (43)
إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا
وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ (45)
وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ (46)
قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا
فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ (47)
آل عمران
در بار اول خبر از امرى ست در آينده ( باردارى مريم ) و اينكه اگر خداوند اراده كند به آن مى گويد : بشو و آن امر مى شود .
واما در سوره ى مريم، از مكانى معين سخن آورده كه آن مكان در قسمت شرقى شهر بوده و بدور از مردم و پوشيده بود :
در اين مكان جبريل أمين بر زمين نازل شد و پيغام خداوند را بار ديگر به او رساند.
پس در اين مكان مشخص ( مكاناً شرقيا ) ، ملائكه اى مشخص ( جبريل أمين ) ، بر مريم عذراء عليها السلام ، آمد تا به او خبر بزرگ آسمان را براى بار دوم به او تأكيد كرده و نزديك شدن آن را برساند .
اين خبر غير عادى ( باردار شدن مريم طاهره ) دو بار بر مريم آورده شده تا يقين حاصل كند كه امر خداوند بر او نزديك است.
بار اول ، در مرحله ى آماده سازى مريم به عنوان يك عبادت كار تسليم به امر خدا .
بار دوم براى ابلاغ و اطلاع به نزديك شدن وقت آن .
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا (16)
فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا (17)
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا (19)
قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا (21)
سوره مريم
در بار آخر ، خبر از اينست كه آن امر تمام شده است ( بسيار نزديك )
و اينست كه شبهه ى كسانى كه قرآن را مورد استهزاء قرار مى دهند ، فقط نشانه ى جهل آنان به قرآن و لغت قرآن است و بس!
إن شاءالله تعالى ادامه خواهيم داد ...

