بسم الله الرحمن الرحيم
تو قسمت نظرات يه نفر كه خودشو كافر معرفى كرده بود ، اين سؤالش بود :
نویسنده: کافر
پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت: 0:46
یه سوال ازتون دارم.=-=-=-=- )چه طوری میشه خدا هم رحیم باشه هم قهار هم شدید العقاب؟
ببين كافر ، من اينجا مث بقيه ى دوستام البته چوب و چماق نداريم .
حالا بيا يه خورده عقل بيكارا رو بكار باندازيم ، باشه؟
اين قصه را براى تو جور كردم تا هم يه خورده وقتت شيرين تر بشه و هم بهتر حرفامو بفهمى :
ديشب ساعت ۱۰ شب داريوش آقا از خونه ش رفت بيرون ( سؤال پيچم نكنى كه حالا اينوقت شب كجا و براى چى رفت !؟ )
تو خونه خانمش و مادرش و آزيتا كو چولوى ۶ ماهه كه خوابيده بود ، تنها موندن .
يه ساعت بعد از رفتن داريوش آقا ، يه اتفاق حساب نشده اوفتاد !
يه نفر دزد حرفه اى از ديوار خونه بالا رفت و پريد خونه !
زكيه خانم همسايه داشت لباسشو از رو طناب بر مى داشت كه اون دزد رو ديد و بلافاصله رفت و به شوهرش خبر داد.
دزده رفتش تو اتاق خواب كه فقط آزيتا كوچولو خوابيده بود.
يه راس رفت سر كشوى كمدا و كيفا و خلاصه هر چى تو دستش اومد برداشت.
نه نه داريوش از تو اتاقش بيرون ميومد كه تو هال اون دزده رو ديد ، تا خواست جيغ بزنه و داد و بيدادى راه باندازه كه دزده آماده تر بود و گردنشو سخت فشرد و خفه ش كرد!
كار دزده خوب جلو رفت از هال رفتش بيرون و دوباره از ديوار بالا رفت و پريد تو كوچه كه مردم منتظرش بودن !
حسابى زدنش و داغونش كردن و بعدشم تحويل پليس دادنش .
خلاصه اون دزده حسابى سزاى عملشو ديد هر چند داريوش آقا ديگه نه نه شو نديد 
حالا ببين اى كافر ، دقت كن !
اين دزده را كسى نازشو نخريد اول زدنش بعدشم دادنش تحويل پليس و قانون.
اون دزده هم يه نه نه اى داشت كه خيلى خيلى براى پسرش گريه كرد !
به نظر تو حالا بياييم براى نه نه ى دزده دل بشكونيم و پسرشو از زندان و اعدام رهاش كنيم تا دلشو خوشحال كنيم يا براى اون نه نه داريوش و پسرش دل بشكونيم و سزاى اون دزده رو بديم تا دلشون خنك بشه؟
ها؟
نه بابا فكر نكم طرفدار دزده باشى ديگه !
حالا بيا اين سؤال منو جواب بده .
خدا اين زمين و آسمون و همه ى نعمتا رو آفريده تا همه به خوبى ازش استفاده ببرن.
يه عده ميان فقط تا اونجايى كه حقشون هست بدون آزار و اذيت بقيه ى خلق خدا ، از اين نعمت ها به اندازه ى خودشون استفاده مى برن و شكر خدا رو هم بجا ميارن.
يه عده هم ميان حق اين و اونو زير پا مى ذارن و تازه بازم سير نمى شن نمى خوان مردمو به حال خودشون رها كنن و انتظار دارن مردم خودشون با دست و پاى خودشون بيان پيششون و براشون سجده و كرنش هم بكنند تا هر وقت آقايان ظالم ميلشون كشيد ازشون بار بكشن !
خوب خوب !
حالا خدا بايد با اين دو جور مردم چه جور رفتار كنه ؟
مى خواى خدا با هر دو جور مردم رحيم باشه؟!
خوب ، يعنى ناز ظالم رو بخره ولى يه جورى كه اون مردم مظلوم بدبخت هم دلخور نشن !!؟
ببين !
مظلوم وقتى خوشحال ميشه كه حقش بهش برگرده !
اونوقت ظالم بايد دستش خالى بشه آخه خوردن حق مردم باعث خوشحالى و ثروتش شده !
اينجاست كه خدا بايد اول يه سبيل مالك به اون ظالما بده يعنى شديد العقاب و قهار باشه !
بعدش هم رحيم باشه به اون بيكسايى كه حقشون ضايع شده و حقشونو بهشون اونجورى بده كه راضى بشن .
حالا فهميدى؟
نوشته شده توسط يار علي مسلمان در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 16:31 | لینک ثابت |

